هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی یعنی درک کنید که احساسات چگونه به افکار و اعمال شما شکل می‌دهند، تا بتوانید رفتار خود را بهتر کنترل کنید.
اگر آگاهی احساسی بیش‌تری داشته باشید، می‌توانید به درک عمیق‌تری از این‌که چه کسی هستید، دست پیدا کنید.
این مسئله به شما کمک می‌کند تا بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنید و روابط قوی‌تری ایجاد کنید.
به‌صورت خلاصه می‌توان گفت که با درک بهتر ابعاد هوش هیجانی، می‌توانید ارتباط بهتری با جامعه و اطرافیان برقرار کنید.

زمینه‌هایی مانند خودآگاهی، مدیریت خود، انگیزه دادن، درک متقابل، مهارت‌های اجتماعی و همدردی، هرکدام به نحوی به تقویت ابعاد هوش هیجانی کمک می‌کنند.

اولین قدم برای هوش هیجانی خود آگاهی هست. 

هدف تقویت هوش هیجانی آگاهی از احساسات و تربیت آن ها برای غلبه برموانع زندگی است.
هوش هیجانی عامل مهمی در ایجاد تغییرات اساسی درزندگی است. 


 

هوش هیجانی وتاثیر آن در معاملات


اگر فرد احساس می کند که در رابطه با دیگران مشکل دارد و یا اگر همیشه عصبانی است و یا برعکس نمی داند باید در برابر چه موقعیتی چه احساسی داشته باشد بهتر است درباره ی هوش هیجانی بخواند و تلاش کند تا آن  را در خود تقویت کند. 
دانستن اینکه نسبت به چه موقعیتی چه احساسی داریم و هم زمان از درک احساسات دیگران نسبت به آن برخوردار باشیم می توانیم بهتر تصمیم بگیریم و رفتارمان را نسبت به آن تنظیم کنیم . 

احساسات و هیجانات انسان در همه ی زمینها در زندگی افراد تاثیر می گذارند از انتخاب شغل گرفته تا محیط  بنابراین ترکیب هوش هیجانی با عوامل دیگر می تواند برای ما زندگی بهتری به ارمغان بیاورد.
 

معرفی چند روش حیاتی برای تقویت هوش هیجانی 


نفس کشیدن را فراموش نکنید

زندگی شرایط مختلفی را سر راه ما قرار می‌دهد که باعث می‌شود همیشه به‌نوعی استرس را تجربه کنیم.
از موثرترین راهکارهای افزایش هوش هیجانی، این است که با پیش آمدن این‌گونه شرایط، احساسات خود را مدیریت کرده و از انفجار احساسی اجتناب کنیم.
راه‌حل این موضوع نفس کشیدن است.
در صورت مواجه با اتفاقات غیر‌منتظره آرامش خود را حفظ کنید، یک لیوان آب بنوشید، بیرون بروید و هوای تازه استشمام کنید.
خلاصه هر کاری که باعث حفظ آرامش شما می‌شود و در کنترل وضعیت موجود به شما کمک می‌کند انجام دهید تا پاسخی برای رهایی از این شرایط پیدا کنید.

درک کنید که چه چیزهایی به شما انگیزه می‌دهند

هر فردی زمانی که پروژه‌ای را آغاز می‌کند، یک انگیزه‌ مرکزی دارد.
موضوع اصلی این است که باید این نیروی محرک را هنگام پیش آمدن سختی‌ها، در ذهن خود نگه‌دارید.
در اغلب موارد افراد پروژه‌ای را آغاز می‌کنند، اما چون انگیزه‌ خود را از دست می‌دهند، آن را ناتمام رها می‌کنند.
انگیزه‌های اصلی خود را فراموش نکنید تا از آن‌ها برای هل دادن و رد کردن خود از خط پایان استفاده کنید.
انگیزه باعث می‌شود افراد شور و شوق بیشتری برای انجام کارها داشته باشند.
افراد با انگیزه برای رسیدن به اهداف خود تلاش بیشتری می‌کنند و به موفقیت نیز می‌رسند.
مدیران و رهبران موفق معمولا هوش هیجانی بالایی دارند؛ زیرا انگیزه آن‌ها برای رسیدن به موفقیت بیشتر بوده است و نسبت به اهداف سازمان نیز متعهد هستند.
آن‌ها معمولا به کارکنان خود نیز انگیزه بیشتری برای کار می‌دهند.

مسئولیت احساسات خود را قبول کنید

 زمانی که مسئولیت احساسات و رفتار خود را بر‌ عهده بگیرید، شاهد تاثیر مثبتی بر تمام جوانب زندگی خود خواهید بود.
مسئولیت‌ پذیری باعث تقویت هوش هیجانی می‌شود؛ زیرا همه احساسات و رفتار شما از درون خودتان است.
برای مثال اگر کار اشتباهی انجام دادید، مسئولیت اشتباه خود را بپذیرید؛ مسئولیت‌پذیری باعث می‌شود در این شرایط عذرخواهی کنید؛ اشتباهات خود را بپذیرید و با دیگران نیز بهتر ارتباط برقرار کنید.
 


 

کاربرد هوش هیجانی


جلوگیری از غلبه ی استرس بر قدرت تفکر 
 

  • قدرت همدلی با دیگران
  • توانایی کنترل رفتارهای تکانشی 
  • تشخیص در ک و مدیریت احساسات خود
  • ایجاد انگیزه در فرد در موقعیت های دشوار 

 

عوامل تاثیر گذار در بهبود هوش هیجانی
 

  • آگاهی از احساسات 
  • توجه به نیازها 
  • توجه به علایق 
  • خوش بینی 
  • تطبیق پذیری 
  • میل به پیشرفت خود و دیگران 
  • کنجکاوی در مورد مسائل و آدم های جدید 
  • کمک به دیگران
  • تمرکز بالا 
  • داشتن توانایی رهبری 

 

مدیریت هیجان در زمان های مختلف


ذهن معامله گر به دلایل متعددی ازجمله خوش بینی یا بدبینی افراطی نسبت به بازار، ترس و طمع نظرات افراد عادی و خبره و یا حتی مشکلات شخصی در زندگی ممکن است آشفته باشد. 

اما برای غلبه برهیجان باید چه کرد؟

تنها راه مقابله و برخود با آن شناخت خود، شناخت بازار و در کنار آن داشتن یک طرح معاملاتی خوب است.
اگر معامله گر قبل  از خرید یک سهم از همه جهات سهم را بررسی کرده باشد و از همان ابتدا براساس تحلیل تکنیکال و شناخت روند سهم و شاخص کلی آن حد سود و ضرر و به دنبال آن نقطه ورود و خروج از سهم را مشخص کرده باشد میتواند تسلط لازم و کافی را برروی رفتار خود داشته باشد تا بهترین تصمیم را انتخاب و اجرا کند.